X
تبلیغات
مشاور مدرسه

مشاور مدرسه

مشاوره وراهنمایی تحصیلی - شغلی - سازشی

جمله ی برگزیده امروز

روی هر پله ای که ایستاده ای،خدا یک پله بالاتر است .نه برای اینکه به تو ثابت کند که او خداست و تو بنده ای بلکه برای این که به تو ثابت کند که همیشه به یادت هست و دستت را می گیرد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 22:43  توسط نصیری  | 

نظریه ارتباطی

یکی از گروه هایی که قوی ترین مدعی آغاز خانواده درمانی است طرح اسکیزوفرنی گرگوری بیتسون در پالو آلتوی کالیفرنیا بود .او در ابتدا روی رفتار های حیوانی نظریه های یادگیری تحقیق می کرد بعدها بیتسون به مطالعه ی ارتباط میان حیوانات گرایش پیدا کرد .در سال 1952 بیتسون بودجه ای از طرف یکی از موسسات برای مطالعه ی ارتباطات بر حسب سطوح دریافت کرد و در واقع فعالیت اصلی مرکز پالو آلتو از این زمان آغاز شد .طبق نوشته ی بیتسون ارتباطات دو سطح یا کارکرد مختلف دارند :گزارش و فرمان .هر پیامی دارای یک مضمون معین و آشکار است و یک معنای نهفته که بیتسون آن را فرا ارتباط می نامد .برای مثال دست هایت را بشور الان وقت شام است .(گزارش ) ولی این پیغام مفهوم دیگری هم دارد و آن این است که گوینده در مقام قدرت است .این پیغام دوم –فراارتباط- پوشیده است و اغلب متوجه آن نیستیم .در سال 1953 جی هیلی و جان ویکلند به بیتسون پیوستند در ابتدا هی  لی علاقمند به روان شناسی تخیل بود و ویکلند مهندس شیمی بود که به انسان شناسی علاقمند شده بود .این گروه التقاطی از آدم های باهوش با علایق متنوع به مطالعه ی سمور آبی هنگام بازی  نوع بیان بیماران اسکیزوفر نیک و ... علاقمند بودند .بیتسون اعضای گروه خود را آزاد گذاشت با وجود این اینکه آنها انواع بسیاری از رفتار های پیچیده ی انسان و حیوان را بررسی می کردند ولی تمام مطالعلتشان مربوط به تعارضات ممکن بین پیام ها و کیفیت پیام ها بود .در سال 1954 بیتسون باز هم بودجه ی دو ساله ای برای تحقیق در زمینه ی ارتباطات اسکیزوفرنی دریافت کرد .کمی بعد دان جکسون به گروه آنها پیوست او روانپزشک فوق العاده ای بود که به عنوان مشاور در کلنیک کار می کرد .علایق این گروه منجر به تدوین نظریه ارتباطات شد که منشا و طبیعت رفتار اسکیزوفرنیک رادر محیط خانواده و نوع تعامل وارتباطی که اعضای خانواده با هم دارند بررسی می کردند .این گروه معتقد بودند که مشکلات روانپزشکی نتیجه ی تعاملات و شیوه ی افراد در رفتار با یکدیگر در یک زمینه ی خاص است .وعمده ترین کاری که یک خانواده درمانگر می تواند انجام دهد این است که تعاملات کارامد را از ناکارمد تمییز دهد .و مهم است که بداند مشکل در چه زمانی چه زمینه ای و در حضور چه کسی رخ می دهد و افراد چگونه به هر مشکل پاسخ می دهند.دیگر سازه ی مهم در تفکر جکسون تفکیک روابط تکمیلی و روابط قرینه ای بود در روابط تکمیلی افراد در شیوه ی کنار هم قرار گرفتن با هم متفاوت هستند .اگر یکی منطقی است دیگری هیجانی است اگر یکی ضعیف است دیگری قوی است .روابط قرینه ای مبتنی بر تساوی و شباهت هستند ازدواج افرادی که هر دو شاغل هستند و هردو در کارهای خانه همکاری می کنند یک رابطه ی قرینه ای است .

یک عضو دیگر از گروه پالو التو که نقش اساسی در خانواده درمانی بازی کرد ویرجینیا ستیر بود شهرت او بیشتر در هنر بالینی اوست و نه در سهم نظری اش .ستیر همانگونه که در سخنرانی هایش نشان می داد علاقمند به مبحث ارتباط و تعامل بود.در پایان این مبحث پس از بررسی تاریخچه اگر بخواهیم به مدعیان نظریه های راهبرد نگرو مبتنی بر ارتباط(تعامل نگر) اشاره نماییم می توان به کسانی چون بیتسون جکسون جی  هیلی و ستیر اشاره کرد .

رویکرد ارتباطی:(در برخی کتب به نظریه پیام رسانی /تعامل نگر هم ترجمه شده .معادل کلمه ی لاتین communication) اواخر دهه ی 1960 و پس از مرگ جکسون شالوده ی نظری رویکرد ارتباطی (تعامل نگر/پیام رسانی) به خانواده شکل گرفت .پژوهشگران مشهوراین رویکرد تمام کوشش های خود را روی کل الگوهای  تعاملی خانواده متمرکز کردند تا بتوانند دریابند که الگوهای پیام رسانی (ارتباطی) نادرست چگونه می توانند به ناکارآمدی خانواده بینجامد .کتاب اصول عملی پیام رسانی در انسان یکی از کتاب های کلاسیک پیشگام در حوزه ی پیام رسانی است که توجه خانواده درمانگران را به ضرورت بررسی همزمان سه بعد جلب می کند: 1-وضوح  معنا و مفهوم بین چیزی که گفته و شنیده می شود 2-الگو شیوه و سبکی که بر اساس آن اطلاعات منتقل می شود.3-اثرات و پیامد های رفتاری پیام رسانی الگوی درمانی مبنی بر رویکرد ارتباطی توسط درمانگرانی چون ویرجینیا ستیر توصیف شد .اساس این رویکرد براین اصل استوار است که به اعضای خانواده باید طرزصحیح ارتباط با دیگر اعضای خانواده آموزش داده شود تا با این کار حساسیت و آگاهی اعضای آن نسبت به نیاز ها و نگرانی های یکدیگر افزایش یابد .این رویکرد بر فرضیه های اساسی تعامل اجتماعی بنا نهاده شده است و سعی می شود ارتباط نا سالم را به سالم میان اعضای خانواده تبدیل کنند .در واقع در این رویکرد فرض بر این است که می توان از طریق مطالعه ی ارتباط های کلامی و غیر کلامی  نظام خانوادگی را شناخت .نظریه پردازان ارتباط خانواده را به منزله ی یک نظام می دانند یا به عبارت دیگر تغییر در ارتباط موجب تغییر در نظام خانواده خواهد شد . طبق تعریف ارتباط:فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده است مشروط بر اینکه محتوای پیام به گیرنده منتقل شود و به عکس  مطابق تعریف باید در مورد ارتباط به چن نکته ی اساسی اشاره نمود 1-فرایند یعنی ارتباط یک جریان است و سه عنصر گیرنده –فرستنده و پیام لازم دارد .2-شرط اساسی در ارتباط این است که محتوای پیام به گیرنده منتقل شود .بنابراین در برقراری ارتباط خانوادگی باید به موارد فوق توجه نمود گاهی مشکل ارتباطی اعضای خانواده این است که محتوای پیام یکدیگر را درک نمی کنند و مشاور خانواده باید آنها را در درک محتوای پیام یاری رساند .

موانع ارتباط:1-عوامل فیزیکی مثل نور گرما سر وصدا و ...

2-عوامل ادراکی و استنباطی :که مانع ادراک نادرست می شود سوء تعبیر درمورد پیام است یعنی پیام به همان صورت که فرستاده شده دریافت نشده است .

برلو برای دریافت صحیح پیام و درنتیجه آن ایجاد ارتباط صحیح چهارویژگی را بر می شمارد:

1-مهارت لغوی

2-طرزفکر و نگرش

3-معلومات و اطلاعات

4-خصوصیات اجتماعی و فرهنگی :روان شناسان معتقدند که مردم با توجه به طبقه اجتماعی و زمینه ی فرهنگی خود به طرق گوناگون ارتباط برقرار می کنند و اعتقادات هر فردی در ارتباط او با دیگران موثر است خصوصیات اجتماعی و فرهنگی در به کار گیری لغات و جملات و .. در انتخاب نوع حامل های ارتباطی او تاثیردارد .لذا ارتباطی موفق و ازدواجی صحیح  خواهد بود که هردوازطبقهی اجتماعی همسان و مشابه باشند .

تمامی رفتار ها نوعی پیام رسانی هستند :از نظر نظریه پردازان تبادل پیام /تعامل نگر کل رفتار نوعی تبادل پیام است .درست همانطورکه آدمی نمی تواند رفتار نکند  قادر نیست که تبادل پیام نداشته باشد .زنی که شکایت می کند همسرش از حرف زدن با او خودداری می کند و  در مقابل تمام طول شب به تلویزیون خیره می شودفقط به ناتوانی همسرش در صحبت با وی (سطح کلامی) اشاره کرده است .در سطح غیر کلامی این خانم یک پیام بلند وواضح دریافت می کند دال بر اینکه همسرش او را طرد می کند خودش را کنار می کشد از دستش عصبانی و ملول است و ... پس تبادل پیام علاوه بر محتوای چیزی که بیان کرده است می تواند در سطوح مختلف –حرکات بیانگر زبان بدن آهنگ صدا وضعیت بدن و ... ظاهر شود .غالبا امکان دارد که گیرنده ی پیام سردرگم شود وه ویژه هنگامی که بین شنیده ها و حالت صدا یا چهره ی گوینده تناقض وجود داشته باشد یک پیام دو پهلو ( پیامی که بن بست دوسویه ایجاد می کند) شکل مخربی از پیام رسانی متناقض است .یک پیام زمانی دو پهلوست که یکی از طرفین به خصوص فردی که در موضع قدرت قرار دارد به آن دیگری دستوری بدهد که همزمان حاوی دوسطح پیام یا تقاضاست .این دو پیام از لحاظ منطقی ناهمسان یا متناقض هستند و لذا تناقض ایجاد می کنند .علاوه بر این شخصی که این پیام متناقض  را دریافت می کند نمی تواند از ناهمخوانی فرار کند یا در خصوص غیر ممکن بودن آن اظهار نظر نماید در نتیجه سردرگم می شود .فرمان زیر را که از فردی مقتدر صادر می شود را در نظر بگیرید .از این دستور العمل ها سرپیچی کنید .برای اطاعت از این دستور فرد باید از این دستورالعمل تبعیت نکند زیرا پیام اول ناقض پیام دوم است(دستور می دهم از من اطاعت نکنی)

آدمیان همواره به  صورت کلامی وغیر کلامی پیام های زیادی را ارسال ودریافت  می کنند .مردم می توانند چیزی بگویند و لی منظورشان چیز دیگری باشد .پیام دوم می تواند پیام اولی را که گفته اند تعدیل یا اصلاح نماید .یا با آن تنقض داشته باشد .همه ی پیام ها در دو سطح ظاهر می شوند :سطح  ظاهری یا محتوای پیام و سطح دوم که پیام پیرامونی (اطلاعاتی) نامیده می شود و حرف های سطح اول را تعیین و کیفیت گذاری می کند .مشکلات زمانی بوجود می آید که پیام رسانی در سطح اول (از دیدن شما خوشحال شدم) با حالت چهره یا آهنگ صدا تناقض داشته باشد .

کارکرد های گزارشی و دستوری:هر پیامی دارای یک جنبه ی محتوایی (گزارش)و یک جنبه ی ارتباطی (دستوری) است .یعنی هر پیام رسانی چیزی بیش از انتقال اطلاعات است و رابطه ی بین پیام رسانان را نیز تعیین می کند .برای مثال مردی که به زنش می گوید ((من گرسنه ام)) علاوه بر اینکه اطلاعاتی را ارایه می دهد به زنش می گوید که انتظار  دارد او با اماده کردن شام کاری بکند .پاسخ زن نشان می دهد که ایا او می خواهد با تعریف همسرش از این ارتباط موافقت کند یا برعکس برای تغییر دادن آن می خواهد به مجادله بپردازد .روابط تحت تاثیر پیام های دستوری هستند .این پیام ها برای تثبیت روابط وتعادل خانواده الگوهای تنظیم کننده ای بدست می دهند .این موضوع که خانواده می کوشد تعادل خود را حفظ کند محور دیدگاه نظریه پردازان تعامل گرا است .جکسون عملکرد خانواده برای حفظ تعادل را به دستگاه گرما زای منزل تشبیه می کند .خانواده برای رسیدن به توازن مجدد فعالیت می کند عجیب ان است که خانواده ای که در حال از هم پاشیدن است ناگهان به تحرک می افتد تا مجددا برای کنار آمدن با بحران به یک خانواده ی کار ساز تبدیل شود .

روابط متقارن و مکمل: الگوی پیام رسانی (ارتباطی) خانواده اطلاعات زیادی درباره ی گیرنده و فرستنده به دست می دهد چنانچه رابطه بر تساوی استوار باشد این الگوی تعاملی متقارن است و چنانچه رابطه بر تساوی و برابری نباشد الگو مکمل است .در الگوی اول اعضا رفتار های یکدیگر را منعکس می کنند .اگر الف داد بزند ب نیز داد می زند که باعث می شود فرد الف دوباره داد بزند .این الگو بین دو نفر هم سنگ ظاهر می شود و هر فرد دارای اختیارات و اقتدار برابری است .برای مثال ممکن است زن و شوهر در تربیت فرزندشان سهم مساوی داشته باشند .

پیام مکمل ضرورتا شامل فردی است که موقعیت برتر را اشغال می کند و آن دیگری موقعیت پایین تری دارد (یک زن رئیس ماب و یک شوهر فرمانبردار ) رفتار یکی از زوجین مکمل رفتار دیگری است اگر فرد الف جسور است فرد ب فرمانبردار می شود و فرد الف را به جسارت بیشتر تشویق می کند .

نظریه پردازان تعامل نگر معتقدند در هر رابطه ای که  میان گیرنده و فرستنده پیام هایی رد و بدل می شود ذاتا نوعی جدال بر سر قدرت و مهار نهفته است .چه کسی رابطه را تعریف می کند ؟آیا آن فرد می کوشد رابطه را به متقارن تبدیل کند یا مکمل ؟ چه کسی تصمیم می گیرد که اختیار دست چه کسی باشد ؟و...

مفروضه های درمانی:دان جکسون عقیده دارد اولین وظیفه ی درمانگر باید مداخله در نظام ارتباطی خانواده باشد .او کاری به دادن بینش به اعضا نداشت و از تفسیر رفتار فرد خودداری می نمود اما سعی در مداخله کردن درموردروشن نمودن قوانین حاکم بر روابط اعضا خانواده  داشت و سعی در تعادل وایجاد پویایی مجدد خانواده داشت .ستیر خانواده درمانی را روشی ارتباطی می دانست و درمان زمانی کامل می شد که خانواده روش او را یاد گرفته و به کار ببندد و در اثر این یادگیری و کاربری میان اعضا خانواده نوعی رابطه ی عمیق برقرار می شد .مشاور به منزله ی یک درمانگر در حالی که با صراحت و صداقت و سادگی صحبت می کند به طور مستقیم و با اقتدار خانواده را در فرایند درمان یاری می کند و سعی دارد مهارت های برقراری ارتباط را به اعضا ی خانواده منتقل نماید و در مدت درمان او براساس قوانین و مهارت هایی که به آنها آموخته است امکان رویارویی بین اعضا را فراهم می آورد . درمانگر در مواجهه با اعضای خانواده ای که الگوی رفتاری تکراری یا مخرب دوسویه دارند مایل است بداند چه چیزی به رفتار انها تداوم می بخشد و برای تغییر ان چه باید بکند .ابتدا درمانگر مشکل را دقیقا برای خویش به زبانی روشن و عملی بیان می کند .بعد راه حل هایی که قبلا خانواده به کار می برده باید مورد بررسی قرا ر گیرد اکنون درمانگر آماده است تا مجددا به صورت دقیق روشن کند که در ایجاد چه تغییراتی است ؟

تغییرات مرتبه اول: شامل تغییراتی در درون نظام خانواده است ولی ساختار ان نظام را تغییر نمی دهد بلکه صرفا برطرف کردن نشانه ها هستند .مثلا زن و شوهر بکوشند مشاجرات خودرا مهار کنند . این تغییرات عمر بسیار کوتاهی دارند .

تغییرات مرتبه دوم: مستلزم تغییرات بنیادی و کارکرد نظام هستند .در اینجا درمانگر می کوشد کاری بیشتر از کمک به رفع نشانه انجام دهد و خانواده را به منظور تغییر دادن الگوی تعاملی خود یاری دهد انها صرفا مشاجره را کنار نمی گذارند بلکه باید قواعد خانواده و در نتیجه نظام خانواده را تغییر دهند . 

 فنون درمانی:  بن بست دوسویه    

درمانگران پیام رسانی /تعامل نگر معتقدند چون درمانگر یک ناظر بیرونی است کسی است که می تواند تجاربی را در اختیار خانواده قرار دهد ولذابه اعضا امکان می دهد تا قواعد مربوط به روابط خویش را با یکدیگر ودنیای درونی تغییر دهند .خانواده باید الگوی پیام رسانی ( گزارشی  -دستوری) خویش را بررسی کنند و به طور اختصاصی تر باید راه حل های نادرست خانواده برای گرفتاری های روزمره بررسی شوند تا معلوم گردد خانواده کدام یک از کارهای زیر را انجام می دهد :

1-وقتی لازم است کاری کند مشکل را نادیده می گیرد 2-واکنش افراطی نشان می دهد و عملی بیش از حد لازم انجام می دهد یا انتظارات غیر واقع بینانه ای از اعمال خود دارد 3- در سطحی نادرست عمل می کند (مثلا هنگامی که تغییرات دسته ی دوم نیاز باشد تغییرات سطحی مرتبه ی اول نشان می دهد .درمان از طریق بن بست دوسویه اصطلاحی کلی است که برای تغییر الگوهای مستحکم خانواده مجموعه ای از فنون تناقضی را دربر می گیرد .در یک بن بست دوسویه ی بیماری زا گیرنده ی پیام در وضعیتی قرا می گیرد که هیچ راه گریزی از ان نیست .وقتی بیمار از درمانگر دستور می گیرد که خود را عوض نکند (برای مثال به فرد افسرده گفته می شود که عجله ای برای رفع افسردگی نداشته باشد )درست مثل این است که فرد در موقعیت بن بست دوسویه افتاده است .موقعیتی که هیچ کس از آن برنده بیرون نخواهد آمد.لذا فرد در یک دام گرفتار می شود:اگر از رهنمود درمانگر سرپیچی کند و بیمار سعی کند افسردگی خود را کاهش دهد تغییر درمانی مورد نظر به دست آمده است .اگر فرد اطاعت کند و در جهت تغییر نکوشد قبول کرده که روی نشانه ها اختیار دارد و حالا دیگر نمی تواند ادعا کند که بدون اراده رفتار کرده است .ساختاردرمان از طریق بن بست دوسویه اینگونه است :الف:دستوری داده می شود و ساخت آن چنین است :1-رفتاری را که مراجع انتظار تغییر آن رادارد تقویت می کند 2- به طور تلویحی اشاره می کند که این تقویت وسیله ی تغییر است 3-سرانجام به تناقض می انجامد زیرا به مراجع گفته شده از طریق عوض نشدن تغییر کند .اگر مراجع اطاعت کند یعنی خودش چنین کرده و نمی تواند ادعا کند که رفتار بیمار گونه اش غیر عمدی است و اگر از دستور درمانگر سرپیچی کند به ناچار باید رفتار بیمارگون خود را کنار بگذارد و این اتفاق یعنی تحقق هدف درمان .(درمانجویان معمولا نشانه های بیماری را به صورت چیزی که از کنترل شخصی آنها خارج است ،احساس می کنند)

نامگذاری مجدد:در شکل دیگری از بن بست دوسویه یعنی نامگذاری مجدد کوشش بر آن است که با تمرکز برجنبه های مثبت عمل  معنا و پیامد های یک موقعیت تغییر کند .و به عبارت دیگر به مشکل پیش آمده جور دیگری نگریسته شود این مصداق جمله ی معروف سهراب سپهری است که می گوید چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید . (مادر بیش از حد مراقبت کننده نیست او فقط سعی می کند مفید باشد )در این روش به خانواده کمک می شود تا رفتار نا مناسب را بر اساس واژه های دلسوزانه و خوش بینانه باز گو کند .هدف از نامگذاری مجددتغییر الگوی ساختاری روابط و تعاملات خانوادگی است .

استفاده از رهنمود:در این نظریه روش غالب استفاده از رهنمود و گاه نسخه دادن است .رهنمود ها عبارتند از دستوراتی که درمانگر به طور مستقیم یا غیر مستقیم به درمانجو می دهد و امید وار است که درمانجو یا تسلیم شود و یا مقاوت نماید که در صورت انتخاب هر کدام از روش ها هدف اصلی درمان(تغییر رفتار ) محقق خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 19:13  توسط نصیری  |